دلنوشته های یک مسلمان
الهی و ربی من لی غیرک؟






اهل ایرانم من

نان و آبم موجود زندگی ام ساده

وطنم موطن مردان خداست

کار من عاشقی است

مقصدم پوچ و عبث نیست و من

دم به دم می پویم تا که هر دم

دری از عشق زخود بگشایم

اهل ایرانم من

رهبری دارم من

چهره اش چون گل بی نام ونشان

قامتش قامت رعنا و عیان

خنده اش شیرین تر ز هر آن شهد و عسل

سخنانش چو گهر

شیوه اش حیدری است

و من تازه قلم

به همین می نازم

رهبرم سید علی است

خط من پیروی از راه ولی است

و به خود می بالم



http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/13216/13215596-726e5174695294eee594e42a7330a1f8-l.jpg
درست مثل لباس فرم بچه های دبستان


که معلوم است از کدام مدرسه هستند

هر کجا بروند لباس فرمشان مشخص میکند مدرسه شان چیست

   اکنون ای سیاه دوست داشتنی من!

چادر زیبایم!

تو لباس فرم عاشقی من هستی!

هرکجا بروم میدانند من عاشق حضرت رحمان و رحیم شده ام

من عاشق حضرت مادر (س)شده ام

در مدرسه اش اسم نوشته ام و لباس فرم عاشقی دارم

میدانی...

عاشقی را نمی شود پنهان کرد چون عاشقی لباس فرم دارد!



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات