حالم خیلی بد بود...

خسته از این طعنه ها...

بی حرمتیا...

مسخره کردنا...

 از طعنه هایی كه ادم ها

بهم می زدن و می گفتن:

اخه کی دیگه ساله چادر سرش می كنه؟؟

وایسادم رو به قبله...

گفتم...

یا قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه)...

عشق به یادگاری مادرتون رو...

خودت توی دلم محکمش کن...